چهارشنبه1مهر94
این روزا آنقدر خسته و کم توانم که حوصله هیچ کاری ندارم.
کارهای اداره، تلاطم رفتن به خونه با کارهای عجیب و غریب آویسا خانوم تو ماشین، خونه و کارهای خونه، آشپزی و نوپایی علی و کشمکش ها تمام انرژی من رو می گیره.
اول مهر هم کلاس آویسا عوض شد هم علی . صبح علی با مربی جدیدش غریبی می کرد و مجبور شدم به مربی قبلی ش تحویل بدم. اول صبحی یه شوک بهم وارد شد و اومدم اداره.
خیلی وقت ها دوست دارم بیام پست بزارم ولی درگیریها نمیزاره
بر می گردم...
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



چهارشنبه1مهر94 
